تبليغاتX
عشق یعنی پروانـــــــــــه






عشق یعنی پروانـــــــــــه

 

 

 

 


www.hamed3.blogsky.com

نوشته شده در سه شنبه پنجم اردیبهشت 1391ساعت 12:25 توسط حامد| |

شادی هایم را برای نامحرمان نمایان نخواهم کرد....! 

شادی های که دارم...! 

در دل....! 

و در چشمانم....! 

ولی حصاری خواهد بود.....! 

بین شادی های من و نامحرمان....! 

و شادم...! 

هر آگاه شده ای شاد است....! 

و میگویم حرفم را.....! 

در ....! 

سکــــــــــــــــــــــــــــــــــــــوت..! 

 

  

 

www.hamed3.blogsky.com  

نوشته شده در شنبه بیست و نهم بهمن 1390ساعت 19:27 توسط حامد| |

از چه بگویم؟

وقتی همه ی درها بسته است...؟

وقتی حتی سوراخی در سقف پیدا نمیکنی....!

که پرواز کنی و ...!

این درهای بسته حریف تو نشوند....!

از چه بگویم؟

وقتی دستانم کم کم سرد می شوند...!

از چه بگویم...؟

وقتی شکستن عهد و پیمان....!

آسون تر از شکستن یه بطری شیشه ای نازکه...!

بعد از اینکه آبش را خوردی و دیگه بدردت نمیخوره....!

از چه بگویم؟

از دوستانی که حتی ارزش (د ) دوست را ندارند....؟

از چه بگویم؟

از رفاقتی که یک کنکور حریفش شد...؟

وقتی که هیچ چیز و هیچ کس حریفش نمی شد...؟

از چه بگویم؟

از آرامشی که در قلبم است...؟

به خاطر وجود یک نفر...؟

از چه بگویم؟

از اینکه  دیگر پلکم نمی پرد؟

از اینکه دیگه استرس تو چشام نیست؟

نمی دانم!

چشمان توی آینه حرف دیگری دارند....!

سکـــــــــ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــوت! 


سال هاست که معنای این را نفهمیده ام.....! 

آمد و رفت ...؟ 

یا....! 

رفت و آمد....؟ 

آدم ها می روند که برگردند...؟ 

یا....! 

می آیند که بروند.....!؟ 


 

آپ ، به دست خط خودم!

  

  

 

 

نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم دی 1390ساعت 18:42 توسط حامد| |

یه عشق دنیایی ارزش اینکه به کسی تهمت بزنیم و دو به هم زنی کنیم دارد؟

چند سال ؟

چند سال می شود با این عشق دنیای گذر کرد؟

فکر آنطرف هم باش!

جواب تک تک تهمت ها و دروغ هایت را باید بدهی!

 لااقل به من!

نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم مرداد 1390ساعت 23:47 توسط حامد| |

رفاقت یعنی تا وقتی پول داری باهاتم....! 

رفاقت یعنی تا وقتی وسیله زیر پاته باهاتم...! 

رفاقت یعنی هر چی تقصیره گردن من....! 

و تو اصلا به خودت نگاه نکنی....! 

رفاقت یعنی از هر حرفی بهت زدم سوء استفاده کنی....! 

رفاقت یعنی موقع دردسر منکر همه چیز بشی....! 

رفاقت یعنی من همه چیز را بهت بگم ولی تو نه....! 

و تو از گفته های من به سود خودت استفاده کنی....! 

رفاقت یعنی خودت را پیش بقیه با کوچیک کردن من بزرگ کنی....!  

رفاقت یعنی حرفت پیش من یجور باشه و پیش بقیه یجور دیگه.....! 

رفاقت یعنی دستت دور گردن من باشه...! 

و من غافل از اینکه این دست دار منه....! 

رفاقت یعنی وقتی بهتراز من پیدا کردی.....! 

خداحــــــافظ.....!  

رفاقت یعنی من گریه کنم تا تو بخندی.....!

رفاقت یعنی.....!  

هیچی ،ولش کن ، شاید همه رفاقتا اینطور نباشه...! 

همون بهتر که بگم...! 

رفاقت یعنی تو حرف بزن و من سکوت میکنم....! 

این است انصاف رفاقت؟؟ 

همین....! 


دگر نمیگویم گشتم نبود...! 

نگرد نیست....! 

صادقانه میگویم.....! 

گشتم بود....! 

ولی مال من نبود....! 


 دیدی؟ 

دیدی چقدر راحت فراموشم کردی...!؟ 

روزگارت خوش....! 

بدون من....! 

میدانم که جایم پر میشود....! 

میدانم....! 

نور مهتاب هم رفت! 

صبح شد....!  

خداحافظ!    


 آپ به دست خط خودم.....! 

 

 

 

 

  

 

نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم مرداد 1390ساعت 17:45 توسط حامد| |

omidvaram ba dustet rabeteye khubi dashte bashi
ama behesh begu gonahe badi kard

 

تویی که این نظرا گذاشتی!

خودتا معرفی کن و از جواب شنیدن ترس نداشته باش!

می ترسی جواب بشنوی ناشناس میذاری؟

کدوم دوست؟؟؟؟؟

نوشته شده در جمعه بیست و یکم مرداد 1390ساعت 12:20 توسط حامد| |



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت